Posts Tagged ‘Soldier’

بيابانهاي سيستان انتظار مرا مي‌كشند…!

ژانویه 11, 2008

حالم مساعد نيست، گمان مي‌كنم اين شعر مضمون خوبي براي احوالات فعلي من باشد.

نمي‌دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟
نمي‌خواهم بدانم كوزه‌گر با خاك اندامم چه خواهد ساخت، ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد.
گلويم سوتكي باشد بدست كودكي شيطان و بازيگوش و او يكريز و پي‌درپي دم گرم خويش را در گلويم سخت بفشارد و بگيرد او بدين ترتيب ، تاوان سكوت و انتقام مرگبارم را …

(دكتر علي شريعتي)

3554403-md

دوره يگان سربازي را بايد در استان سيستان و بلوچستان بگذرانم، تنها مشكلم با اين مسئله عدم دسترسي سريع و راحت به اينترنت است، حرفهاي زيادي براي گفتن دارم اما چون اين وبلاگ خواننده‌هايي خاصي دارد، فعلاً سكوت مي‌كنم ….

پاسخ به سوالات دوستان:
1- اطلاعاتم راجع به برنامه‌هايي مثل سوييش و … در حد پيشرفته نيست و پيشنهاد مي‌كنم از فرد حرفه‌اي‌تري سوال كنيد.
2- وقتي كافي براي ساخت پروكسي شخصي و ارسال آدرسها به ايميل افراد ندارم، اگر هم داشتم وقتم را با چنين كارهايي پر نمي‌كردم!
3- فايل نرم‌افزار ميرعماد از روي سرور پاك شده، علتش هم به خاطر دسترسي فايل از طريق
FTP Anonymous بود.
4- بعضي هم راجع به خودم سوال كرده بودن، همين بس كه اسم حقيقي‌ام «حسين دولت‌آبادي» است و در جامعه مجازي
«مجازاتـــــگر» نام گرفته‌ام. در كل وبگرد و ولگرد اينترنتي بيش نيستم.

پ.ن: از تمام خوانندگان اين مطلب تقاضا مي‌كنم اگر لينك، مطلب، عكس، كليپ، فيلم يا اطلاعاتي از عبدالمالك ريگي (رئيس حزب مردمي زاهدان) دارند در اختيارم قرار دهند، چند روزي است كه دوستان تعريفات زيادي از فيلم گرفته شده از جناياتش تعريف مي‌كنن و بسيار مشتاق شدم كه اطلاعاتم كاملتر شود.

Advertisements

جهنم پاييزي

اکتبر 29, 2007

بعد از مدتي نسبتاً طولاني، فرصتي براي لاگيدن يافتم ؛ مدتي قبل به دليل داشتن درد مفاصل و خوردن آمپول در مفاصلم مجبور شدم دو شب را در بيمارستان اما رضا بيرجند و با دانشجويان پرستاري صبح كنم كه وصف‌الحال من را در عكس زير مشاهده مي‌كنيد، از آمپول با هوا تزريق كردن تصور كنيد تا …. !!! خلاصه اينكه توصيه مي‌كنم به هيچ وجه به دانشجويان رشته‌هاي پزشكي اعتماد نكنيد چون عاقبتتان با كرام‌الكاتبين است.

Invalid

شنبه مراسمي اجرا كرديم كه در تمام عمراً اينقدر لذت نبرده بودم، در آن روز رژه به عهده گروهان ما بود، سربازي رفتگان چشيده‌اند و ديده‌اند رژه به صورت تشريفات و گرفتن سه تا «خيلي خوب» از فرمانده كل. جاي دوستاني كه به دلايل مختلف لغو مرخصي شده‌اند خالي ….

حدوداً 48 ساعت است كه مشغول ور رفتن با Google Reader هستم اما هنوز هم به اندازه يك ماه مطلب ناخوانده دارم ، هنوز چند روزي مرخصي دارم كه اميدوارم بهم خوش بگذره، فقط مانده‌ام با عزيزاني كه به منظور ديدن من تشريفشان را مي‌آورند چه كنم ؟!! اصلاً حال دم‌به‌دم پذيرايي از اين و آن را ندارم، چاره‌اي هم نيست !!! Help me !!! با اينكه در دوران آموزشي هستم، به بهانه آوردن نرم‌افزارهايي لازم براي سيستم‌هاي پادگان، Mp4 را هم طبيعي كردم، لازم به ذكر است كه سيستم‌هاي پادگان فاقد CD-Rom و Floppy Disk است و فقط از طريق Flash قادر به تبادل اطلاعات مي‌باشد.

pish_fang

از دوستاني كه مشكلاتشان را از طريق ايميل يا كامنت مطرح كرده بودند عذرخواهي مي‌كنم، چون در اين مدت دسترسي به اينترنت نداشتم ايميل‌هاي ناخوانده زيادي دارم، اما تا جمعه هستم، اگر مشكلي داريد و قبلاً مطرح كرده بوديد و جواب نگرفته بوديد لطف كنيد مجدداً مكاتبه كنيد، خلاصه اينكه تا جمعه پاسخگوي تمام سوالات باربط و بي‌ربط شما عزيزان هستم.

پ.ن: تيتر مطلب را «جهنم پاييزي» انتخاب كردم، چون كم‌كم دوره آموزشي در اين مركز رو به پايان است.