Archive for the ‘روز نوشتهاي مجازاتگر’ Category

اسباب کشی

ژانویه 31, 2009

دوستان عزیز

به دلیل فیلتر شدن و عدم دسترسی عده زیادی از کاربران ایرانی و فارسی زبان به این وبنامه، ادامه مطلبم را در اینجا دنبال و مطالعه بفرمایید.

اما به خاطر این فیل.ترینگ لعنتی مجبورم اینجا رو انتقال بدم، شما می‌تونین دست‌نوشته‌ها رو اینجا دنبال کنید  [::  Blog.Punisher.ir  ::]

حسين دولت آبادي

questionb

پ.ن1: اينجا، يعني وبلاگ قدمیمی و دوست‌داشتنی من فيل.تر شده !!! اما من دست از سر اين فيل.ترينگ مسخره برنمی‌دارم!
پ.ن2: هيچ وقت اينجا رو فراموش نكنين !

Advertisements

بيابانهاي سيستان انتظار مرا مي‌كشند…!

ژانویه 11, 2008

حالم مساعد نيست، گمان مي‌كنم اين شعر مضمون خوبي براي احوالات فعلي من باشد.

نمي‌دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟
نمي‌خواهم بدانم كوزه‌گر با خاك اندامم چه خواهد ساخت، ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد.
گلويم سوتكي باشد بدست كودكي شيطان و بازيگوش و او يكريز و پي‌درپي دم گرم خويش را در گلويم سخت بفشارد و بگيرد او بدين ترتيب ، تاوان سكوت و انتقام مرگبارم را …

(دكتر علي شريعتي)

3554403-md

دوره يگان سربازي را بايد در استان سيستان و بلوچستان بگذرانم، تنها مشكلم با اين مسئله عدم دسترسي سريع و راحت به اينترنت است، حرفهاي زيادي براي گفتن دارم اما چون اين وبلاگ خواننده‌هايي خاصي دارد، فعلاً سكوت مي‌كنم ….

پاسخ به سوالات دوستان:
1- اطلاعاتم راجع به برنامه‌هايي مثل سوييش و … در حد پيشرفته نيست و پيشنهاد مي‌كنم از فرد حرفه‌اي‌تري سوال كنيد.
2- وقتي كافي براي ساخت پروكسي شخصي و ارسال آدرسها به ايميل افراد ندارم، اگر هم داشتم وقتم را با چنين كارهايي پر نمي‌كردم!
3- فايل نرم‌افزار ميرعماد از روي سرور پاك شده، علتش هم به خاطر دسترسي فايل از طريق
FTP Anonymous بود.
4- بعضي هم راجع به خودم سوال كرده بودن، همين بس كه اسم حقيقي‌ام «حسين دولت‌آبادي» است و در جامعه مجازي
«مجازاتـــــگر» نام گرفته‌ام. در كل وبگرد و ولگرد اينترنتي بيش نيستم.

پ.ن: از تمام خوانندگان اين مطلب تقاضا مي‌كنم اگر لينك، مطلب، عكس، كليپ، فيلم يا اطلاعاتي از عبدالمالك ريگي (رئيس حزب مردمي زاهدان) دارند در اختيارم قرار دهند، چند روزي است كه دوستان تعريفات زيادي از فيلم گرفته شده از جناياتش تعريف مي‌كنن و بسيار مشتاق شدم كه اطلاعاتم كاملتر شود.

گوگل و حفره‌هاي امنيتي !

اکتبر 7, 2007

در چند روز گذشته چندين حفره مختلف در محصولات گوگل كشف و گزارش  داده شده كه مهمترين حفره در سرويس Gmail اين شركت است. حتماً شما هم از كاربران Gmail هستيد، پس روش مقابله با اين Exploit را ياد بگيريد!Gmail_LOGO

هكر و يابنده اين حفره فردي به نام Petko D.Petkov است و براي اين مشكل اكسپلويتي هم آماده كرده است كه توسط آن مي‌شود به ايميل كليه كاربران سرويس Gmail دسترسي داشت . اسم اين حفره cross-site request forgery است ، اين اكسپلويت قادر است تمام ايميلهاي شما را به هر ايميلي كه نويسنده آن تعيين كند Forward مي‌كند. براي دريافت اطلاعات بيشتر به اينجا مراجعه كنيد، البته هم اكنون شركت گوگل اين حفره امنيتي را پيدا كرده است كه خبر آن در اينجا منتشر شده است.

حفره بعدي در سرويس Blogger گوگل است. حفره كشف شده در اين سرويس نيز مشابه حفره در جيميل است، با اين تفاوت كه در قسمت Polls قرار دارد، حفره ديگر سرويسهاي گوگل در Picasa گوگل پيدا شده است، اين حفره از نوع cross-site scripting است و براي اين نيز اكسپلويتي آماده شده است كه براي اطلاع بيشتر در اين زمينه به اينجا مراجعه كنيد.

Google_Hacking

و امّا راه حلهاي اين مشكل:
استفاده از
FireFox به جاي IE
براي
Gmail هر دو قسمت Filters و Forwarding را چك كنيد و مواردي كه خودتان وارد نكرده‌ايد را سريعاً حذف كنيد. براي درك بهتر موضوع هم به اينجا و اينجا نگاه كنيد.
براي سرويس
Blogger و Picasa هم مشكل حل شده است و با خيال راحت از آنها استفاده كنيد.

: Reference
GNUCITIZEN
Beford
Punisher Blog

ناله من از خدا…

سپتامبر 6, 2007

طپیتنهای دلها ناله شد آهسته آهسته
                                                               رساتر گر شود این ناله‌ها فریاد می‌گردد
دگر فریاد‌ها در سینه تنگم نمی‌گنجد
                                                             دگر جز خون غم‌پرور به رگهایم نمی‌جوشد
دگر از فرط می‌نوشی ، میم مستی نمی‌بخشد
                                                           دگر سیگار و چرس و شیره آرامم نمی‌سازد
دگر در بین رگهایم شراب عشق و سرمستی به جریان است .

مـرا از خویش مطـروم مسازید              مرا با کاروان ناله زین شهر مرانید
که کوی هستی و آرامشم هست        به صـحرای جـنـون دیگـر مرانیــدم
دلــی پـــر از شــرار آرزو دارم               لبـی دور از لبانش تشـنـه‌خو دارم
                      ز دست غم هزاران گفتگو دارم .

به حدی درد تنهایی دلم را رنج می‌داد که با دادی شررآسا naleh دلم خواهد زند فریاد و گویم پس خدا کو … پس خدا کو ؟
خدایی کز سرشک شعله‌ آلودم بدین‌سان بی‌خبر باشد خدا نیست .
خدایی که فغان آتشینم در دل او بی‌اثر باشد خدا نیست .
شما ای مدعیانی که می‌گوئید او هست ، شمایی که صفتهای توانایی و دانایی و بویایی و صامع را در او دارید
بگوئیدم بفهمم پس چرا اشک مرا هرگز نمی‌بیند !
چرا بر ناله پرخواهشم پاسخ نمی‌گوید ، چرا او اینچنین لال و کر و کور است.

و شاید نه !! میان بارگاه خویش ، … میان همسران لخت و عریانش ، به روی بستر صد‌نقش و رنگینش لبی را بر لبانش مست بنهاده ، و شاید اینکه دیگر پیر گشته ، طاقت و صبرش کنون از دست رفته ، گوشه‌گیری را میان خانقاه خود گزیده ، چرا در پرده می‌گویم خدا هرگز نمی‌باشد .
خدا هیچ است، خدا پوچ است، خدا نه شعله نه دود است .

به روی پاک صحبتهای گلرنگ ، به داغ سینه آن لاله سوگند ،
به رویاهای آن دیوانه منگ ، که من هرگز نه بشناسم خدا را ،
خدا یعنی غم و درد ، خدا یعنی می‌ ناب ، خدا یعنی لب یار ،
من این پیمانه می را خدا دانم ، من اکنون ناله نی را خدا خوانم ،
مرا پستان گرم لاله رخساران خدا باشد
خدای من حشیش و شیره و بنگ می‌باشد
خدای من شراب کهنه و خونرنگ می‌باشد

زبانم لال ، چشمم کور ، عجب بی پرده من امشب سخن راندم ، چرا توهین به درگاه خدای خویش می‌کردم ، چرا بی‌آنکه خود خواهم دلم راضی بیان بنمود ،
اگر مستانه گناهی ز من دیوانه سرزد ، ببخشیدم ، ببخشیدم ، ببخشیدم .
و اما نه ، چرا من روسیه باشم ، چرا قلاده تهمت مرا در گردن اندازد ،
نوای ساز رامشگر ، لب مستانه دلبر ، می رقصند در ساغر ،
همه و همه گناهکارند که از خویشم به در کردند و بین هست و هوشیاری مرا وادار بر این یاوه ها کردند
بله من بی گناهم … بی گناهم … بی گناهم .

از آثار زیبا و سانسور شده استاد کارو

هابيل و قابيل

اوت 26, 2007

از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون هابیل
از همان روزی که صدر پیغام‌آوران باریتعالی، زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود

از همان روز که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود
HUMANITIES

بعدها دنیا پراز آدم شد و این آسیاب هی گشت و گشت
قرنها از مرگ انسان هم گذشت، ای دریغا آدمیت برنگشت.
صحبت از پاکی و مروّت ابلهي است
صحبت از عيسي و موسي و محمد نابجاست، قرن قرن ……..

من كه از پژمردن يك شاخه گل، از فغان يك قناري در قفس
از نگاه ساكت يك كودك بيمار، حتي قاتلي بردار،
اشك در چشمم و بغضم در گلوست، ونه در اين ايام زهر، زهر دارم در سبوست
مرگ او را از كجا باور كنم، صحبت از پژمردن يك برگ نيست،
واي ….. ! جنگل را بيابان مي‌كنند.
دست خون‌آلوده خويش را در پيش خلق پنهان مي‌كنند.
هيچ حيواني به حيواني نمي‌دارد روا، آنچه اين نامردمان با جان انسان مي‌كنند.

صحبت از پژمردن يك برگ نيست، فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست ، فرض كن يك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست، فرض كن جنگل بيابان است از روز نخست
در كويري سوت و كور، در ميان مردمي با اين مصيبتها صبور
صحبت از مرگ‌محبت مرگ‌عشق، گفتگو از مرگ انسانيت است
گفتگو از مرگ انسانيت است !

اثري زيبا از فريدون مشيري در رابطه با مرگ انسانيت

انسانیت کجاست؟!!

اوت 24, 2007

انسانیت کجاست ؟ من مدتی است آن را گم کرده‌ام و از هرکسی هم سراغش را می‌گیرم حتی نمی شناسندش. ناگهان در افکارم غرق شدم و نمی دانم که هستم ؟ چه هستم؟ انسانم یا حیوان؟ اگر انسانم کجاست انسانیت؟ چرا کسی نمی شناسدش؟
چه بر سر ما آمده ؟ کجای این دنیا قرار داریم که هم نوعان خود را بدین شکل ظاهراً مجازات می‌کنیم! این چه شکل مجازات است؟ سنگسار ، ترور ، من نتوانستم اسمی جز وحشی‌گری بر روی آن بگذارم.

کشتارها و شکنجه‌های ناشی از جنگ منظقی استsangsar چون جنگ است اما اینگونه کارها نه منطقی است و نه عادلانه فقط و فقط کاری بسیار وحشیانه‌تر از تمام حیوانات درنده بیابانهاست. حتی حیوانات نیز فقط برای زنده ماندن دست به قتل می‌زنند ولی ما انسانهای حیوان سیرت …..،  بنده مدتی پیش این فیلم را دیده بودم، از آن زمان فکر می‌کنم که گناه این خانم چه بوده که به این شکل توبیخ می‌شود (سنگسار می‌شود) . حالم از خودم به‌هم می خورد که انسانم، اگر انسانیت چنین است ترجیح می‌دهم حیوان باشم، این قتل و توبیخ نیست، خودتان ببینید، امیدوارم از سری مجازاتهای دولت و جمهوری به ظاهر اسلامی نباشد که دیگر تحمل ماندن در این منجلاب را نخواهم داشت. در عجبم از روحیات متفاوت این حیوانات انسان نما !
دوستانی که راجع به این فیلم اطلاعاتی دارند بنده را در جریان قرار دهند،

از این لینک دانلود کنید
لینک این مطلب در بالاترین