طپیتنهای دلها ناله شد آهسته آهسته
رساتر گر شود این نالهها فریاد میگردد
دگر فریادها در سینه تنگم نمیگنجد
دگر جز خون غمپرور به رگهایم نمیجوشد
دگر از فرط مینوشی ، میم مستی نمیبخشد
دگر سیگار و چرس و شیره آرامم نمیسازد
دگر در بین رگهایم شراب عشق و سرمستی به جریان است .
مـرا از خویش مطـروم مسازید مرا با کاروان ناله زین شهر مرانید
که کوی هستی و آرامشم هست به صـحرای جـنـون دیگـر مرانیــدم
دلــی پـــر از شــرار آرزو دارم لبـی دور از لبانش تشـنـهخو دارم
ز دست غم هزاران گفتگو دارم .
به حدی درد تنهایی دلم را رنج میداد که با دادی شررآسا
دلم خواهد زند فریاد و گویم پس خدا کو … پس خدا کو ؟
خدایی کز سرشک شعله آلودم بدینسان بیخبر باشد خدا نیست .
خدایی که فغان آتشینم در دل او بیاثر باشد خدا نیست .
شما ای مدعیانی که میگوئید او هست ، شمایی که صفتهای توانایی و دانایی و بویایی و صامع را در او دارید
بگوئیدم بفهمم پس چرا اشک مرا هرگز نمیبیند !
چرا بر ناله پرخواهشم پاسخ نمیگوید ، چرا او اینچنین لال و کر و کور است.
و شاید نه !! میان بارگاه خویش ، … میان همسران لخت و عریانش ، به روی بستر صدنقش و رنگینش لبی را بر لبانش مست بنهاده ، و شاید اینکه دیگر پیر گشته ، طاقت و صبرش کنون از دست رفته ، گوشهگیری را میان خانقاه خود گزیده ، چرا در پرده میگویم خدا هرگز نمیباشد .
خدا هیچ است، خدا پوچ است، خدا نه شعله نه دود است .
به روی پاک صحبتهای گلرنگ ، به داغ سینه آن لاله سوگند ،
به رویاهای آن دیوانه منگ ، که من هرگز نه بشناسم خدا را ،
خدا یعنی غم و درد ، خدا یعنی می ناب ، خدا یعنی لب یار ،
من این پیمانه می را خدا دانم ، من اکنون ناله نی را خدا خوانم ،
مرا پستان گرم لاله رخساران خدا باشد
خدای من حشیش و شیره و بنگ میباشد
خدای من شراب کهنه و خونرنگ میباشد
زبانم لال ، چشمم کور ، عجب بی پرده من امشب سخن راندم ، چرا توهین به درگاه خدای خویش میکردم ، چرا بیآنکه خود خواهم دلم راضی بیان بنمود ،
اگر مستانه گناهی ز من دیوانه سرزد ، ببخشیدم ، ببخشیدم ، ببخشیدم .
و اما نه ، چرا من روسیه باشم ، چرا قلاده تهمت مرا در گردن اندازد ،
نوای ساز رامشگر ، لب مستانه دلبر ، می رقصند در ساغر ،
همه و همه گناهکارند که از خویشم به در کردند و بین هست و هوشیاری مرا وادار بر این یاوه ها کردند
بله من بی گناهم … بی گناهم … بی گناهم .
از آثار زیبا و سانسور شده استاد کارو
سپتامبر 6, 2007 در t 10:24 ب.ظ
زیبا بود! کلمه “چرس” به فتح چ توجه منو جلب کرد. این کلمه به معنی حشیش است که بیشتر افغانها و پاکستانیها آن را به کار میبرند. به کار رفتن این کلمه توی شعر برای شخص من بسیار جالب بود.
سپتامبر 7, 2007 در t 10:48 ق.ظ
فوق العاده زیبا بود.
سپتامبر 7, 2007 در t 9:00 ب.ظ
سلام. ممنون از نظر خوبت !
به من هم سر بزن. اولین نرم افزار Corss-Platform ایرانی ساخته شد. زود بیا تو وبلاگم
مجازاتگر: استفاده از كامنت به جاي خبرنامه ! اما خوشحالم از اينكه اينگونه برنامهها ايراني و رايگان هستند.
سپتامبر 8, 2007 در t 3:13 ق.ظ
اسمش همينه! ميتوني از Cd فروشهاي خيابون جمهوري كه بين خيابون سي تير و حافظ پاتوقشونه بگيري!
مجازاتگر: بابت اطلاعات داده شده ممنونم.
سپتامبر 8, 2007 در t 5:54 ق.ظ
سلام
جالب بود برام حسین جان
موفق باشی
سپتامبر 8, 2007 در t 2:02 ب.ظ
ظاهراً اشعار كارو رو خيلي دوست داري .
نظر من البته همون چيزيه كه قبلاً هم گفته ام.
يه جورايي با اينكه بعضي از حس هاش ميتونه قابل قبول باشه ولي براي من قابل درك نيست . اصلاً نمي تونم تصور كنم كه يه آدم اين جوري فكر مي كنه و يا اينكه اينجوري زندگي مي كنه. خوب زندگي زياد هم تلخ نيست . توصيفات كارو كمي اغراق آميز به نظر مي آد . ( البته به نظر من )
حس خوبي در مورد كارو ندارم شايد به خاطر اون ذهنيتيه كه از آدمي دارم كه اولين بار شعر كارو رو برام فرستاد .
زياد حرف زدم . شاد باشي .
مجازاتگر: افكار و نظراتتان قابل تامل است. اولين شعر از كارو را كي براي شما فرستاد؟ من ؟!
سپتامبر 8, 2007 در t 6:21 ب.ظ
ba arz salam man be tazegi yek weblog dar word press baz kardam va zyad vard nistan mikhastam bebinam shoma javab nazarat ro dar bakhsh viraysh nazarat midid agar na koja in karo mikonid
va baed inke man nemitonam kari kon ke hamey matlaby ke minevisam dar safhey aval nayad va mesl shoma faghad yek kholase matlab da safhe asly dashte basham agar mish gavab mao bedid mamnon
مجازاتگر: شما كه سوال ميپرسيد حداقل يك ايميل Valid بدهيد تا بتوانيم پاسختان را بدهيم !!!
سپتامبر 8, 2007 در t 7:13 ب.ظ
خیلی خوب بود…یه سریم به این ادرس بزن:http://doodo.wordpress.com/
سپتامبر 8, 2007 در t 11:47 ب.ظ
بسيار بسيار زيبا بود. من واقعا لذت بردم< خصوصا كه علاقه وافري هم به شعر و شاعري دارم، خصوصا اين جور شعرها و ناله ها و مرثيه نامه ها.
موفق باشي
سپتامبر 9, 2007 در t 6:23 ق.ظ
عزیز دل امروز من با افتخار لینکت رو تو وبلاگم گذاشتم ممنون میشم مرحمت کنی و من رو هم لینک کنی.
چه قدر غلمبه حرف زدم
سپتامبر 9, 2007 در t 7:21 ق.ظ
من از خیلی ها بدم میاد. از عراقی ها بیشتر. من نمیدونم بودنشون چه سودی واسه دنیا داره یا نبودنشون به کی بر میخوره؟
مجازاتگر: من و شما بودن و نبودنمان چه سودي براي دنيا دارد!
سپتامبر 9, 2007 در t 7:58 ق.ظ
شما یک سوالی در مورد برنامه skeet داشتید. در یک پست به سوال شما جواب دادم. بیا تو وبلاگم.
مجازاتگر: بابت جوابت متشكرم.
سپتامبر 9, 2007 در t 4:03 ب.ظ
salam man dar mord kod hazf yablighat blogfa tavsot google va yahoo search kardam vali giz bedrd bokhori peida nakardam motshaker misham age rahnamaim koni
مجازاتگر: هاردم عوض شده اما يادم بياد برات ميفرستم.
سپتامبر 10, 2007 در t 7:31 ق.ظ
بعضي ها شعر نمي نويسند ولي سليقه شعري فوق العاده اي دارند . شما از ان دسته هستيد !
مجازاتگر: خيلي خيلي متشكرم.
سپتامبر 12, 2007 در t 6:14 ب.ظ
قشنگ بود
سپتامبر 17, 2008 در t 5:16 ق.ظ
در يك كلمه زيباست
اکتبر 22, 2008 در t 11:07 ق.ظ
خیلی زیبا بود
خاهش
این کد رو استفاده کن