ژانویه 24, 2008 by مجازاتگر
ارسال شده در اينترنت, سیاست, فیلترینگ | 12 Comments »
ژانویه 17, 2008 by مجازاتگر
از تمام بلاگرهاي فارسي زبان ناراحتم.
شايد شما هم اين مساله را در داشبورد وردپرس خود ديده باشيد، عكس دوم هم مربوط به يك اراجيفنويس حرفهاي است كه در يكي از مطالب من هر حرفي كه دوست داشت گفته بود، ديگه چيزي نميگم، خودتان ببينيد….

براي مشاهده كامل صفحه ، روي عكسها كليك كنيد

براي مشاهده كامل صفحه ، روي عكسها كليك كنيد
واقعاً ما به عنوان يك كاربر فارسيزبان اينترنت بايد اينقدر به اين مطالب و وبلاگها توجه كنيم كه به عنوان وبلاگهاي Top نمايش داده شوند !!! شما را به “هسته وردپرس عزيز” قسمتان ميدهم اين وبلاگها را Report as mature كنيد تا ديگر چنين وبلاگهايي را در بلاگستان به خصوص ميان وبلاگهاي وردپرسي نبينيم.
در همين رابطه اين مطلب را از وبلاگ شاخ مطالعه بفرمائيد.
ارسال شده در اينترنت, سكس, سیاست, وبلاگ نويسي | 7 Comments »
ژانویه 13, 2008 by مجازاتگر
اطلاعيه : !!! … Help Me … Help Me … !!!
بدينوسيله از تمام عزيزاني كه ميتوانند من را در امر “اتصال دامين به وبلاگهاي وردپرس” ياري كنند دعوت ميشود تا با كمك به اين عاجز ، صد در دنيا و صد در آخرت نصيبشان گردد.
پ.ن: من دامين مجازاتگر را ثبت كردم اما براي اتصال به 10 Credits نياز دارم، از دوستاني كه ميتوانند كمك كنند خواهش ميكنم بنده را باخبر كنند، ناگفته نماند هزينه اينكار عندالمطالبه به حساب دوست خيّر محترممان واريز خواهد شد.
برچسبها: blogging, credit, dns, domain, wordpress
ارسال شده در اينترنت, وبلاگ نويسي | 7 Comments »
ژانویه 11, 2008 by مجازاتگر
حالم مساعد نيست، گمان ميكنم اين شعر مضمون خوبي براي احوالات فعلي من باشد.
نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد؟
نميخواهم بدانم كوزهگر با خاك اندامم چه خواهد ساخت، ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد.
گلويم سوتكي باشد بدست كودكي شيطان و بازيگوش و او يكريز و پيدرپي دم گرم خويش را در گلويم سخت بفشارد و بگيرد او بدين ترتيب ، تاوان سكوت و انتقام مرگبارم را …
(دكتر علي شريعتي)
دوره يگان سربازي را بايد در استان سيستان و بلوچستان بگذرانم، تنها مشكلم با اين مسئله عدم دسترسي سريع و راحت به اينترنت است، حرفهاي زيادي براي گفتن دارم اما چون اين وبلاگ خوانندههايي خاصي دارد، فعلاً سكوت ميكنم ….
پاسخ به سوالات دوستان:
1- اطلاعاتم راجع به برنامههايي مثل سوييش و … در حد پيشرفته نيست و پيشنهاد ميكنم از فرد حرفهايتري سوال كنيد.
2- وقتي كافي براي ساخت پروكسي شخصي و ارسال آدرسها به ايميل افراد ندارم، اگر هم داشتم وقتم را با چنين كارهايي پر نميكردم!
3- فايل نرمافزار ميرعماد از روي سرور پاك شده، علتش هم به خاطر دسترسي فايل از طريق FTP Anonymous بود.
4- بعضي هم راجع به خودم سوال كرده بودن، همين بس كه اسم حقيقيام “حسين دولتآبادي” است و در جامعه مجازي “مجازاتـــــگر” نام گرفتهام. در كل وبگرد و ولگرد اينترنتي بيش نيستم.
پ.ن: از تمام خوانندگان اين مطلب تقاضا ميكنم اگر لينك، مطلب، عكس، كليپ، فيلم يا اطلاعاتي از عبدالمالك ريگي (رئيس حزب مردمي زاهدان) دارند در اختيارم قرار دهند، چند روزي است كه دوستان تعريفات زيادي از فيلم گرفته شده از جناياتش تعريف ميكنن و بسيار مشتاق شدم كه اطلاعاتم كاملتر شود.
برچسبها: dogface, punisher, sad, Soldier, sorrow, therm
ارسال شده در اجتماعي, روز نوشتهاي مجازاتگر, پاسخ به سوالات | 10 Comments »
اکتبر 29, 2007 by مجازاتگر
بعد از مدتي نسبتاً طولاني، فرصتي براي لاگيدن يافتم ؛ مدتي قبل به دليل داشتن درد مفاصل و خوردن آمپول در مفاصلم مجبور شدم دو شب را در بيمارستان اما رضا بيرجند و با دانشجويان پرستاري صبح كنم كه وصفالحال من را در عكس زير مشاهده ميكنيد، از آمپول با هوا تزريق كردن تصور كنيد تا …. !!! خلاصه اينكه توصيه ميكنم به هيچ وجه به دانشجويان رشتههاي پزشكي اعتماد نكنيد چون عاقبتتان با كرامالكاتبين است.
شنبه مراسمي اجرا كرديم كه در تمام عمراً اينقدر لذت نبرده بودم، در آن روز رژه به عهده گروهان ما بود، سربازي رفتگان چشيدهاند و ديدهاند رژه به صورت تشريفات و گرفتن سه تا “خيلي خوب” از فرمانده كل. جاي دوستاني كه به دلايل مختلف لغو مرخصي شدهاند خالي ….
حدوداً 48 ساعت است كه مشغول ور رفتن با Google Reader هستم اما هنوز هم به اندازه يك ماه مطلب ناخوانده دارم ، هنوز چند روزي مرخصي دارم كه اميدوارم بهم خوش بگذره، فقط ماندهام با عزيزاني كه به منظور ديدن من تشريفشان را ميآورند چه كنم ؟!! اصلاً حال دمبهدم پذيرايي از اين و آن را ندارم، چارهاي هم نيست !!! Help me !!! با اينكه در دوران آموزشي هستم، به بهانه آوردن نرمافزارهايي لازم براي سيستمهاي پادگان، Mp4 را هم طبيعي كردم، لازم به ذكر است كه سيستمهاي پادگان فاقد CD-Rom و Floppy Disk است و فقط از طريق Flash قادر به تبادل اطلاعات ميباشد.
از دوستاني كه مشكلاتشان را از طريق ايميل يا كامنت مطرح كرده بودند عذرخواهي ميكنم، چون در اين مدت دسترسي به اينترنت نداشتم ايميلهاي ناخوانده زيادي دارم، اما تا جمعه هستم، اگر مشكلي داريد و قبلاً مطرح كرده بوديد و جواب نگرفته بوديد لطف كنيد مجدداً مكاتبه كنيد، خلاصه اينكه تا جمعه پاسخگوي تمام سوالات باربط و بيربط شما عزيزان هستم.
پ.ن: تيتر مطلب را “جهنم پاييزي” انتخاب كردم، چون كمكم دوره آموزشي در اين مركز رو به پايان است.
برچسبها: Garrison, Goose step, Military, Parade, Soldier
ارسال شده در گاه نوشت | 14 Comments »
اکتبر 28, 2007 by مجازاتگر
الا اي مير زندانبان، در سنگين اين زندان كمي بگشاي
هواي اين قفس دمكرده و ناساز ميباشد،
دلم در مرگ اين بي مرگي زندان چه تب آلوده ميسوزد
فقط درهاي غم بر اين دلم باز است، نگاهم با چه سنگيني لحظه را وداع ميگويد و كوچ باوقار سايهها را بدرقه ميسازد.
الا اي مير زندانبان _ چه پنداري كه خونسردم
مپنداري كه ميلاد محبت در وجودم نيست،
من از قفل و كليد و درب و ديگر واژههاي بند و زندان هم كه بيزارم.
من از ديوار بيزارم، نگاهم آرزوي وصلتي بيانتها دارد
دلم در حسرت پژواك كوهستان چه ميسوزد
دگر آئين قفل بيكليد در من اجين گشته ؛ دگر در خواب هم ديوار ميبينم.
دلم ميخواهد امشب مير زندانبان همان اسطوره خشم و غضب يا ناخداي كشتي دلتنگي به صبحگاهان خبر آرد، فلاني خيز از جايت
دگر آزاد ِ ….. آزادي .
از آثار استاد كارو
پ.ن1: هنوز زنده ام، یعنی امیدوارم همیشه زنده باشم (عجب امیدواری..یی !!!)
پ.ن2: هر دو پاهام مثل دو تا کنده درخت شده، مچهای پام آب آورده و الآن هم به بهانه دکتر رفتن مرخصی گرفتم، دعا کنید بهتر بشم.
پ.ن3: به زودی قراره احمدی نژاد تشریفشان را به بیرجند بیاورند که گردان ما هم در صفهای اول رژه قرار دارد، البته با وجود سخت گیرترین فرمانده پادگان اصلاً دور از ذهن نیست. امیدوارم گروهان ما را از این امر خطیر اف کنند.
پ.ن4: برایم دعا کنید که هرچه زودتر وضعیتم به حالت قبلی بازگردد که دیگر تحمل این همه درد را ندارم ( هر روز صبح 4 پروفن و 2 ترامادول، فقط برای رفتن به صبحگاه)
پ.ن5: فراموش کردم یادآوری کنم که بنده مسئول کامپیوترهای گردان هم شدم، یعنی بعد از تست از 10 نفر بنده انتخاب شدم. اما مانع از رفتن به صبحگاه و رژه نمی شود.
پ.ن6: تا مرخصی توشهری ( البته بدون پادرد و ناراحتی ) بعدی خدانگهدار !
ارسال شده در دولت, گاه نوشت | 24 Comments »